سيد علاء الدين محمد گلستانه
436
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
مثلًا ، كشته باشد ، گفتهاند كه مىبايد وارث او را اعلام نمود كه : من ، پدر تو را كُشتهام . اگر خواهى ، مرا در عوض بكُش يا ديه بگير . و اگر عفو كنى ، اختيار دارى . و علما ، در توبهء مُبعّضه ( يعنى آن كه از بعضى معاصى توبه كند ) ، اختلاف نمودهاند و شايد كه صحيح بودنش ظاهرتر باشد . و همچنين در توبهء مُجمله كه معاصى را به تفصيل ، ذكر نكند و دليلى بر آن كه تفصيل معاصى شرط باشد ، ظاهر نيست . و غسل توبه در توبهء كفر و كبائر و صغائر ، موافق مشهور ميان علما ، سنّت است . و توبه ، واجب فورى است ؛ يعنى بعد از معصيت ، بى فاصله ، واجب مىشود ؛ امّا اگر كسى تأخير كند ، در هر وقت كه به جا آورد ، قبول مىشود ، مادام كه احوال آخرت را يا حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و امير المؤمنين عليه السلام را در وقت مُردن نبيند ، و بعد از معاينه ، توبه قبول نيست . [ آخرين فرصت براى توبه ] و كلينى رضى الله عنه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كردهاند كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : كسى كه توبه كند پيش از مُردنش به يك سال ، خداى تعالى ، توبهء او را قبول مىكند . بعد از آن فرمود : به درستى كه يك سال ، بسيار است . كسى كه توبه كند « 1 » پيش از مُردنش به يك ماه ، خداى تعالى ، توبهء او را قبول مىكند « 2 » . بعد از آن فرمود كه : يك ماه ، بسيار است . كسى كه توبه كند پيش از مُردنش به يك هفته ، خداى تعالى ، توبهء او را قبول مىكند . بعد از آن فرمود كه : يك هفته ، بسيار است . كسى كه توبه كند پيش از مُردنش به يك روز ، خداى تعالى ، توبهء او را قبول مىكند . بعد از آن فرمود كه : يك روز ، بسيار است . كسى كه توبه كند قبل از معاينه ، خداى تعالى ، توبهء او را قبول مىكند . « 3 » و معنى معاينه ، قبل از اين مذكور شد ، و ابنبابويه رحمه الله در فقيه ، اين حديث را با اندك تغييرى روايت كرده . « 4 » [ فضيلت توبه ] و از جملهء احاديث كه در باب توبه وارد شده ، روايت كرده است محمّد بن يعقوب كلينى رضى الله عنه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : خداى تعالى ، دوست مىدارد بندهاى را به آن كه طلب
--> ( 1 ) . ب : « مىكند » . ( 2 ) . ب : - « بعد از آن فرمود : به درستى كه يك سال ، بسيار است . كسى كه توبه كند پيش از مُردنش به يك ماه ، خداىتعالى ، توبهء او را قبول مىكند » . ( 3 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 440 ، ح 2 . ( 4 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 133 ، 351 .